تبليغاتX
یه برگ از بهار

یه برگ از بهار

کوتاه و عاشقانه

بیابان


پنجشنبه 26 مهر1386- 5:58 PM - آرش

ما را بیابان گرد کرد رفتنت.
برگشتنت هم سرابی بود که هر روز می دیدیم.

+ |


روی اعصاب


چهارشنبه 25 مهر1386- 8:49 PM - آرش

همیشه وقتی عصبانی می شوم حرفهای بی ربط و خنده دار میزنم.
اون روز که گفتم بی شما هرگز، خیلی رفته بودی روی اعصابم. 

+ |


دور زدن ممنوع


چهارشنبه 25 مهر1386- 8:43 PM - آرش

برای اینکه تابلو نشویم
علاقه ات را نشان نده، تابلو!

+ |


نفس


سه شنبه 24 مهر1386- 11:4 PM - آرش

تو
تو که من را خوب می شناختی.
حتی از روی صدای نفس هایم.
اما حالا به سختی می شناسی مرا
حتی از روی صدای نفس هایم
مثل قدیم
برای شناساییم
باید هم نفس باشی.
یا شاید برای اینکه
مثل قدیم
با دیدنت
به نفس نمی افتم. 

+ |


ماکرو


پنجشنبه 19 مهر1386- 8:35 PM - آرش

با لنز ماکرو از نزدیک نزدیک عکس می گرفتم از چشمانت
همه ذوق من دیدن خودم توی چشمهای تو بود.

+ |


همین


پنجشنبه 19 مهر1386- 8:32 PM - آرش

با خودم جشن میگیرم
آرزوی بودنت را.

+ |


تولد


پنجشنبه 19 مهر1386- 4:24 PM - آرش

 امشب  متولد می شوم.

+ |


تا تو


سه شنبه 17 مهر1386- 7:27 PM - آرش

لحظه های بی تو را
رج می زنم.

+ |


هوا


سه شنبه 17 مهر1386- 7:26 PM - آرش

هوای ابری و نمناکیه.
هوا دو نفرست.

+ |


طبق عادت


شنبه 14 مهر1386- 8:52 PM - آرش

شما که طبق عادت دم به دم به قهر می روی
و من طبق عادت زود زود دنبالت میایم
احتمال ترک عادت داده اید روزی ؟

+ |


سوخته


پنجشنبه 12 مهر1386- 8:5 PM - آرش

آفتاب سوخته شدیم در روزهای داغ انتظار
اما یار آفتابی نشد.

+ |


چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی


سه شنبه 10 مهر1386- 5:26 PM - آرش

دوش وقـت سحر از غصه نجاتـم دادند
واندر آن ظلمت شـب آب حیاتـم دادند
بیخود از شعشـعـه پرتو ذاتـم کردند
باده از جام تـجـلی صـفاتـم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شـب قدر که این تازه براتـم دادند
همـت حافـظ و انفاس سحرخیزان بود
کـه ز بـند غـم ایام نـجاتـم دادند

+ |


تصویر


شنبه 7 مهر1386- 10:52 PM - آرش

در رخوت ترانه های تکراری
آمدنت قافیه ای تازه
برای حافظه آئینه بخار گرفته ای بود که
 تصویر یار را نمودار می ساخت. 

+ |


فیلم بلند


پنجشنبه 5 مهر1386- 1:6 PM - آرش

میدونی زندگی هم یک جور فیلمه
اون صحنه خواستگاری را انقدر تکرار می کنیم تا بله را بگه!

+ |


انار ترک خورده توی سینه


پنجشنبه 5 مهر1386- 11:53 AM - آرش

بخشی از مصاحبه مجله چهلچراغ با استاد فرزانه محمد صالح علاء
ـ کلمه های قشنگی را در اجرا به کار می برید.نمونه اش همین بینندگان جان و ... این کلمه های قشنگ را از کجا می آورید ؟
ـ من اینها را از قلبم می آورم.یک انار ترک خورده ای توی سینه ام هست که آن کمک می کند که اینها را به مردم بگوبم. من واقعا نه سیاستمدارم نه می خواهم وکیل یا وزیر بشوم و از سن من هم این حرفها گذشته. پس این هیچ باجی نیست که به کسی یا مردم بدهم. کسانی که من را از نزدیک می شناسند می دانند که چه احترام عمیقی برای آنها قائل هستم و در تمام این سالهایی که کار کرده ام شرافتمندانه اگر رنجی بوده یا شادی با هم تقسیم کرده ایم. این حرفهایی که می زنم از دلم برمی خیزد یعنی اینها باورهای شخصی من است. اختراع نیست واقعا.

+ |